مردی تعریف می کرد که با دو دوستش به جنگل های آمازون رفته بود و در آنجا گرفتار قبیله زنان وحشی شدند و آنها دو دوستش را کشتند. وقتی از او پرسیدند چرا تو زنده ماندی، گفت: زن های وحشی آمازون از هر یک از ما خواستند چیزی را از آنها بخواهیم که نتوانند انجام بدهند. خواسته های دو دوستم را انجام دادند و آنها را کشتند. وقتی نوبت به من رسید به آنها گفتم: لطفا زشت ترین شما مرا بکشد!
♀♂ قــروقـــاطـی ♂♀
آمار






















درباره ما
ورود کاربران
عضويت سريع
جدید ترین مطالب




















مطالب پربازدید
مطالب تصادفی
موضوعات
آرشیو
نویسندگان
لینک دوستان
- قالب گراف دات آی آر
- بازی خونه
- پرتال سرگرمی تفریحی زیر میزی
- خندوانه
- "نشریه حقوق و قانون ایران"
- عاشقانه های میلاد و مهلا
- ماه ششم
- سلامت برتر
- طراحی و ساخت لوگو
- قلب خاموش ...؟
- فرابورسی
- پسرانه
- جملات زیبا (بادوباران)
- ♣عشق ♣ خیانت ♣ نفرت ♣
- ☠اسیر تاریکی☠
- the trol
- دوکس وان
- L♥ve for ever
- مبین علی حسینی
- دختری احساساتی
- مانسترپاتوق
- لذت تنهاییــــــــــ
- نـــَــه خــــوبیم نـــَــه بــَـــدیم
- خوبی ها
- ♥عشق همیشگی♥
- ردیاب ارزان ماشین
- جلو پنجره جک جی 5
- ارسال لینک
پیوندهای روزانه
چت باکس
| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
پشتيباني آنلاين
امکانات جانبی
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 221
بازدید ماه : 220
بازدید کل : 172333
تعداد مطالب : 207
تعداد نظرات : 78
تعداد آنلاین : 1